تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )

71

تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )

است كه گندىشاپور خوانده مىشود و اهوازيان آن را به نام مباشر آن « بيل » مىخوانند .

--> انوشه‌زاذ ) ، پركپ ( جنگ گت‌ها 10 / 4 ) از ( شهر بيلاپات ) سخن مىگويد . در اين نام كه جزء نخستين آن لا اقل آرامى است تركيب فارسى بيل‌آباذ را ديده‌اند و بيل را نام براى كسى كه در بناى شهر سهم عمده‌اى داشته است ساخته‌اند . تحريف و تصحيف و سوء فهم كلمه هم بر آن اضافه شده است . درباره پيدايش اين داستان مطلب بيشترى نمىتوانم بيفزايم . بيان و وجه اشتقاق « به ( و يا بهتر بگوئيم وه ) از انديوشاپور » كه حمزه هم آن را گفته است ( ص 49 ) ظاهرا از ابن المقفّع است ولى صحيح به نظر نمىرسد ( نظير آن را در نام « انطاكيهء نو » ببينيد ) ولى شايد ما را به نام اصلى احتمالى آن « ونديوشاپور » راهنمائى كند . با سقوط هجاى آخر كلمه « و » ( نظير آن در هرى كه از هريو است ؛ به عربى هراة ) ونديو بدل وندى شده است ( ياقوت ج 2 ص 130 س 14 ) مقايسه شود با « شهر بندوسابيرن » كه در ثئوفيلاكتوس ( 4 / 3 ) ذكر شده است و شايد آن را بندىسابورن ، بتوان خواند . گندىشاپور با تبديل معروفى كه در عربى معمول است يعنى تبديل گ به ج ، به جنديشاپور بدل شده است . امّا من نمىتوانم نخستين جزء كلمه را به اطمينان توضيح بدهم . ارتباط آن با ، ونداذن ، به معنى به دست آوردن ، كه ياقوت به دست مىدهد ، براى خود وجهى دارد . تفسير ظاهرپسند آن به « اردوگاه شاپور » ( مقايسه شود با شهر عسكر مكرم ، يعنى اردوگاه مكرم ، كه در همان سرزمين واقع بود ) درست درنمىآيد به دلائل ذيل : 1 - به علّت حرف آخر در گندى ؛ اينكه فردوسى « گندشاپور » گفته است به جهت ضرورت شعرى بوده است . 2 - زيرا حرف اوّل كلمه « گند » در پهلوى « گ - g » است نه « و - w » كه در اوّل نام اين شهر ديده مىشود . 3 - زيرا گند به معنى سپاه است و نه اردوگاه . اين شهر بعضى اوقات اهميّت پيدا كرده و گاهى هم محلّ اقامت سلاطين بوده است . به گفتهء مسعودى ( ج 2 ص 175 ) شاهان ساسانى از شاپور اوّل تا هرمزد دوّم در آن اقامت كرده‌اند . امّا حمزه مىگويد ( ص 52 ) فقط در سى سال اوّل سلطنت شاپور دوّم اين شهر محلّ اقامت او بوده است . بنا به كتاب كارنامهء شهداى سريانى اين پادشاه گاهى در آنجا سكونت مىگزيده است و همچنين بنا بر آن كتاب اين شهر پايتخت خوزستان ( Susiana ) محسوب مىشده است ( ج 1 ص 91 و 154 - 150 و 166 و گفته شده است كه كاخ شاهى در بيث لاپات است ) . چنان كه گفتيم اين شهر اقامتگاه مطران نسطوريان نيز بوده است كه پس از بطريق مقام اوّل را داشت . ارزش اين شهر و اين سرزمين در تاريخ مسيحيّت از زمانى منعكس است كه مسيحيّت خود را در آنجا پس از تعقيب شدن به دست شاپور دوّم سخت متشكّل ساخته بود . در دولت ساسانى خوزستان دوّمين سرزمين و گندىشاپور دوّمين شهر شاهنشاهى بود . بناى شهر به دست شاپور اوّل از اينجا معلوم مىشود كه در آنجا دروازه‌اى به نام دروازهء مانى وجود داشته است و الّا به صرف ذكر كلمهء شاپور ( چنان كه در كتاب حمزه ص 48 و ديگران آمده است ) نمىشد گفت كه مقصود كدام شاپور بوده